منو از دست خودم نجات داد |:
برچسب:
نویسنده: پندار موسوی
ساعت 3:00 بامداد
تاریکی
توی جام زیر پتو دارم میلرزم ولی بستنی کیمم رو همچنان لیس میزنم
و به این زن های آسیای جنوب شرقی فکر میکنم که درحین اینکه جذابن ولی کثیفن |:
برچسب:
نویسنده: پندار موسوی
اول فکر میکردم از اون بدم میاد
بعد دیدم که نه از این بدم میاد
بعد دیدم از همه بدم میاد
چه وضعی وای
یخورده گذشت
حالا که دوباره فکر میکنم میبینم از خودم بدم میاد
فقط از خودم |:
برچسب:
نویسنده: پندار موسوی
برچسب:
نویسنده: پندار موسوی
اول فکر میکردم اون از من تقلید میکنه
بعد دیدم نه اینم مثل من مینویسه
بعد دیدم همه مثل من مینویسن
چه وضعی وای
این دفعه یخورد هم نگذشت
حالا که دوباره میخونم من مثل اونا نمینویسم
فقط من |:
* احساس میکنم کپسول گازی رو قورت دادم که با یه ضربه منفجرم میکنه
و این موضوع منزویم کرده .
* من روحم رو نفروختم |: من روح ندارم |:
برچسب:
نویسنده: پندار موسوی